أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

94

تجارب الأمم ( فارسى )

كنار پل بالاى بغداد به صليب كشيدند تا بمرد ، ولى ترس مردم را نكاست تا شبهاى مهتاب فرا رسيد و مردم دانستند كه آنچه مىپنداشتند پوچ بود و آرام شدند . ولى دزدان از آن سرگرمى مردم بر پشت بام‌ها سود جسته ، سوراخ و نقب بسيار به خانه‌ها زدند . در اين سال براى ابو الحسن على بن عيساى وزير روشن شد كه براى وزير شدن ابن فرات كوشش مىشود و از كار كناره گرفت ولى مقتدر آن را نپذيرفت و در دار السلطان گفته شد كه ابن فرات سخت بيمار است . تصادفا در آن روزها « شارى » [ 1 ] كه در دار السلطان زندانى بود در گذشت [ 2 ] . سياستى كه دربارهء خارجيان [ 3 ] به كار گرفته مىشد آن بود كه مرگ زندانى ايشان ، اگر امامش مىخواندند پنهان بماند ، زيرا تا امام زنده باشد كسى را بجاى وى نگمارند و همين كه مرگ امام آشكار شود ديگرى بر جايش برگزينند . پس در « دار السلطان » چنين وانمود كرد كه ابن فرات مرده است خارجى را كفن كرده بيرون آوردند وزير على بن عيسى بر جنازه‌اش به نام ابن فرات نماز گزارد و اندوهگين به خانه رفت . او به دوستان مىگفت : امروز دبيرى [ نويسندگى ] نابود شد . پس از اندكى على بن عيسى شنيد كه ابن فرات زنده است و براى وزير شدن او كوشش مىشود . گفت : شايسته نيست آدمى هر چه را مىشنود بر زبان آورد . كم كم وزير از بى * ادبى وابستگان و خواستهاى بى جا خسته شده كناره‌گيرى كرد و با مقتدر گفتگو نمود ، ولى او نپذيرفت ، تا در روز پايان ذى قعدهء 304 ه كه ام موسى

--> [ ( 1 - ) ] در كتاب « عيون » : برخى از خدمتگزاران مرده بوده است . [ ( 2 - ) ] اين پيشواى خارجى ، هارون ( خ 6 : 67 ) است كه حسين بن حمدان ياد شده به سال 283 ه . او را دستگير كرد ( طبرى 3 : 2149 پ 6663 ) . [ ( 3 - ) ] M : متن : و التدبير في امر الشراة . . . جمع شارى خارجى .